(این بار اما چون طوفانی از من گذشتی.)
قدمت این خون هزاران ساله بود. بوی رقص دور آتش می داد و نان جو.
چطور نفهمیدی؟
زمان گذشت و مردان دیگری آمدند.
عشق هایی واقعی تر, گرمتر.
اما هنوز هم وقتی مه غلیظ می شود, وقتی جوانه ها می شکفند, وقتی دریا مواج می شود,
تنها تو را به یاد می آورم.
تویی که هرگز نبوئیدم. اما می دانم بوی پونه وحشی می دهی که کنار جویی آرام در انحنای دره ای تنگ روئیده است.
مثل قاصدکی در کف دست
با بدرقهء بوسه ای به دست بادت سپردم.
آه خدای من زنها… زنها… اغواگرانی فریبکار و جادو گرانی افسون ساز !
آنها که با گردش چشمی دل و دینی را از دست میبرند و با اشارت ابرویی دلشده ای را به وادی حسرت میکشند.
غزالانی خوش خرام و هزارانی خوش آوا… شاپرکانی خوش نگار و روبهانی مکار. نه دوستی آنان را اعتباری است و نه عهدشان را اعتمادی. سمندرانی ملون که به هر تلالو آفتاب واره ای٬ به رنگی درآیند تا خود چهره یقین شان٬ همچنان در پرده ابهام ماند.
آنان که هرگاه اراده کنند به غمزه نگاهی و تیر مژگانی بخت برگشته ای را تا ابد زمین گیر خویش ساخته و چون نغمه دلبری ساز کند٬ عاشق سینه چاک را تا قیام قیامت حسرت کش وصال خویش دارند.
هیهات که شگرد غمازی شان مار را ماند که در دم به سحر نگاهی افزون زده ساخته و ناگاه به نیش خشمی قربانی کین خواهی…
سنگ دلانی کافر کیش که عیش خویش را در رنجوری دلباختگان میجویند و راحت خود را در مهجوری عاشقان
آه خدایا. هنوز را امانی و پناهی٬ تا مبادا بسان حشره ای خرد در دام عنکبوتی شان گرفتار آیم و تا ابد تیماردار تقلای بی حاصل خویش باشم
بر باریکه ای آرام بر کورسوی چشمانم دور گشتی
و در پشت پرچین سیاه غروبی نیم سرخ گم ... .
ریگهای سرد وجودم در آرزوی نگاه تو خواهد شکافت
و قلبم
به انتظار جرعه ای از بارانت خواهد نواخت ...
(اهای شماهایی که دست دوستی منو رد نکرده بودین با شمام):![]()
بابا شماها دیگه کی هستین؟!!!! من واقعا تو مرام شماها موندم!!! مرسی که این همه بهم سر می زنین و منو شرمنده خوبی هاتون می کنین!اصلا یه موقع نیاین یه کامنتی چیزی بزارین؟!!!شماها نمی گین این پسره مرده زنده است نکنه کشتنش !!!؟؟؟![]()
بگذریم... دل من دریاست زیاد به دل نمی گیرم!!! فقط یه تلافی کوچولو می کنم!!!
امروزکه تولدم دعوتتون نمی کنم!!
!خودم تنهایی حالشو می برم!!!![]()
تولد تولد تولدم مبارک !!!مبارک مبارک تولدم مبارک!!! بیام شمعهارو فوت کنم تا شونصد سال زنده باشم!!!![]()
تولدم همه جوره مبارک!!! ![]()
لمس بودنم مبارک!!!میلادم نور باران!!!![]()
روز تولد من!میلاد عشق پاک است برای شکر این روز پیشانی همه به خاک است!!!(نماز جمعه به خاطر تولد منه هاااااااااااااااا می دونستین؟!!! چه ربطی داره؟!!! اخ تو نمدونی که!!!)![]()
من اصلا عقده ای نیستم!!!![]()
من اینارو برا کی مینویسم کسی که چرت و پرت های منو نمی خونه.اصلا من برا دل خودم می نویسم هیچ کس برام مهم نیست!( به قول معروف: وله بجماعتی وله!!! ترکی بود شماها نمی فهمین!)![]()

اینجا
هر کس راست بگوید
آویزانش می کنند
و به چار میخ می کشندش
درست مثل آیینه ی مادر بزرگ
1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.
2. تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.
3. داشتن سکس با حیوانات برای مردان لبنانی در صورتی مجاز است که حیوان مورد نظر ماده باشد. در صورتیکه فردی در حال سکس با حیوان مذکر دستگیر شود مجازاتش مرگ است.
4. مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.
5. در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.
6. در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.
7. در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.
8. در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.
9. در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.
10. در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.
11. در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.
12. در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.
13. تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.
14. در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.
15. اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.
16. صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.
17. در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.
18. در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.
19. در 24 ایالت آمریکا صغف حنسی عامل اصلی طلاق است.
20. در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.
اگه ميخوای ببينی چشماتو ببند! چون اگه چشمات باز باشه کورت ميکنن...
اگه ميخوای بگی سکوت کن! چون اگه حرف بزنی خفت ميکنن...
اگه ميخوای بشنوی گوشاتو بگير! چون اگه گوشاتو نگيری کر ميشی...
اگه ميخوای برسی ندو! چون اگه بدويی دورتر ميشی...
اگه ميخوای بدست بياری دستاتو دراز نکن! چون اگه دستات دراز باشه چيزی بت نميدن...
اگه ميخوای سوار اسب مراد شی خم شو! چون اگه خم نشی سوارت نميکنن...
و اگه ميخوای زندگی کنی بمير! چون اگه نميری تو رو خواهند کشت و ديگه هيچوقت نميتونی زندگی کنی...
و حالا ترجمه این سخنان در سایتها و روزنامه های خبری:
لوماتن: «
گفت که غرب دست از لجاجت و تجاوز به کودکان بردارد و با شیرها بازی نکند.» نشریه اسپانیایی ال پائیس نیز نوشت: «رئیس جمهور ایران غرب را متهم به کودک آزادی کرد و گفت که شورای امنیت نباید با شیرها بازی کند.» نشریه لا کرودونیای ایتالیا نیز نوشت: «احمدی نژاد به غربی ها هشدار داد که نباید با لجبازی به کودکان تجاوز کنند و شیرها را بکشند.»
مهستی(2007-1946) بانوی آواز ایران در روز دوشنبه 25 June ساعت 7:15 صبح در سن 61 سالگی دار فانی را وداع گفت.
ما نیز به نوبه خود این مصیبت را به خانواده آن مرحوم و جامعه هنر تسلیت می گوییم

Today is another day of our lives...i am at work and i was thinking about our lives, friendships and......i was thinking as teens and 20-somethings, many of us were closer to our girlfriends than to our family. they were our confidents, our advisers; the ones who knew our secrets, hit the dance floor with us Saturday nights and shared out tears when one more Rotten Schmuck turned out to be just another toad on our way to discovering a Prince !!
At last , however the prince came along, and before we knew it , we were swept up in the day to day scramble of work,life and general survival. and among the first casualties of our new reality were those friendships that were so Vital, so central to our younger selves.
Eventho lives change, friendships fade , and that's one more thing we feel guilty about. But i think women today are still doing a damn fine job, in my opinion. Maybe we don't have as much girlfriend time as we once did. but we find ways to be there when it matters.
Opps , i guess i gotta go.. i leave it here and will finish it sooon...
دعاي مخصوص سال نو
● خداوندا 100 ملت متمدن آفريدي و ما را عضو هيچ کدام قرار ندادي تو را شکر مي گوييم که اينگونه قدر خوشي نداشته را به ما فهماندي.
● خداوندا همه ممالک دنيا را به سمت پيشرفت رهنمون شدي ، ما را عقب گرد فرمودي تو را شکر مي گوييم که لذت زندگي در تاريخ صدر اسلام و حتي جاهليت قبل از آن را به ما نمودي .
● خداوندا اگر چه شکمهايمان گشنه است اگرچه حقوقي نمي گيريم اگرچه هزار آرزو در يک جيب و هزار تومان در جيب ديگر داريم تو را شکر مي گوييم که ما را از نعمت انرژي اتمي برخوردار خواهي کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاري قرار دادي . فقط خداوندا کاري نکن که ما را از چشم بيرون بياورند و در زباله دان بيندازند.
● خداوندا اگر چه ما را اجازه آزادي نفرمودي تو را شکر مي گوييم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندي که در عاشورا ياد بازماندگان خاندان پيامبر را عزيزتر بداريم.
● خداوندا تو را شکر مي گوييم که پول و ثروت را همه به عربستان دادي ولي در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختي و اينگونه عدالت فرمودي.
● خداوندا اگر آزادي نداريم ، اگر هر روز بر سرمان مي کوبند لا اقل چندين مجلس داريم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبيک گفته راي مي دهيم پروردگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودي .
ایرانی ها از روزگاران قدیم به فیلم و هنرهای نمایشی علاقه ی بسیار نشان می دادند. آنها به همین دلیل هنر تعزیه خوانی را به وجود آوردند (البته تعزیه برگرفته از علاقه ی شدید ایرانیان به "گریه" و "داغ تازه کردن " نیز بود !)
و از قرار این تب شدید بین قشر جوان بسیار داغ تر می نمود !
بزرگان گفتند : یک طرح ضربتی بریزیم که این جوان ها را از کوچه و خیابان جمع کنیم......گفتند سینما و تئاتر می زنیم , اما با یک حساب سر انگشتی دیدند حتی اگر تعداد نمایش ها و فیلم ها را آنقدر زیاد کنیم که به ازای هر روز ماه , یک فیلم و یا نمایش داشته باشیم, این تنها 2 _ 3 ساعت از وقت آنها را پر می کرد....مابقی را چه کنیم ؟........خلاصه هی چه کنیم و چه نکنیم..تا اینکه یه ایده توپ به ذهنشون رسید : بله ....دانشگاه آزاد تاسیس می کنیم. 
یکی وسط شهر , یکی ته شهر, یکی بالای کوه, یکی زیر زمین ...که اصولا دانشجویانی که وارد دانشگاه آزاد می شدند بعد از فارغ التحصیلی صخره نوردی و حرکات رزمی و (بزمی
) دودربازی و......رو فول می شدن و دختر خانم ها بسیاری از کارهای پیچیده و زبونم لال رو .... یاد می گرفتند و آقا پسر ها هم که می تونستند همزمان با اتمام تحصیل ,مدارکی همچون دیپلم مخ زنی و جلب بازی و .... رو دریافت کنن.
بله تو این uni ها ماشاالله همه خودشون یه پا فیلم بودن از صبح یا teacher رو فیلم می کردن یا همدیگرو.....
به خصوص اگه مختلط بود که دیگه خدای سوژه و خلاقیت بود , اصلا یکدفعه تمام استعدادهای کشف نشدشون کشف می شد !!!!
یه جوری میشه که چه تو کلاس و چه بعد از کلاس هی از اون بالا کفتر میاد !! ....(جلل الخالق)
و بعد از اون تعزیه خوانی (این هنر ملی) برای همیشه از ایران رفت و سینماها نیز کارشان کساد شد ....
گرچه دستانش از ابتذال شکننده تر بود.....
باری هراس من همه از مردن در سرزمینی است که مزد گورگن
از آزادی آدمی افزون باشد
احمد شاملو
توي اسپانيا: مرد اولي توي دوئل ، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن
توي انگلستان: دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه ء اسب سواري موکول مي کنن اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه
توي استراليا: دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره ، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه
توي قفقاز: جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه
توي نروژ: معشوقه ی دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه
توي آفريقا: قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن
توي مکزيک: کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه
توي آمريکا: حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه
توي ايران: فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن »عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره ![]()
اگه خوشت اومده نظر بزن!
وقتی مرغ ماهی خوار
لب رودخونه واسه ماهی قرمز
قصه از عشق می گه <<عشق ! هه !>>
وقتی گرگ ، واسه بلعیدن میش
بهش می گه دوستت دارم
وقتی هر ناکس پستی
برای تصاحب هرکی که خواست
می تونه با کلاشی ، بهش بگه عاشقتم
وقتی که پیر سگ لنگ
واسه دندون زدن گوشت تن یه دختر چادر زری
ملک مهرش می کنه
با یه کوه پول ، سحرش می کنه
وقتی که بهش می گه دوستت دارم
وقتی مثل سنت صد سال پیش
هنوزم مرد و زنی واسه اولین دفعه
تو حجله می بینن همو
وقتی که خان باجی ها
واسه کاکل سری شون توی فرنگ
عروسو ، پست پیشتاز می کنن
دیگه از عاشقی ام بدم می اد
دیگه از شنیدن و گفتن این جمله ها چندشم می شه
نه به ابر؛ نه به آب؛ نه به برگ
نــــــه بــــه ايــــــن آبي آرام بلند
نه به اين خلوت خاموش كبوترها
مـــــن ؛ بـه اين جمله نمي انديشم
من؛نفس پاك شقايق را درسينه كوه
صحبت چلچلــــه ها را بـــا صبــح
نبـــض پاينده هستي را درگنــدمزار
همـــــه را مي شنـــــــوم ؛ مـي بينم
مـــــــن ؛ بـــه اين جمله نمي انديشم
به تومي انديشم
اي ســــــراپــــا همـــــه خـــوبـــــي
تك و تنهــــــا بـــه تـــو مي انديشــم
تــو بدان ؛ ايــــن را تنهـــا تـــوبدان
تــــو بيـــا ؛ تــــو بمــــان بـــا مـــن
تنهــــــــا تــــــــــو بمــــــــــــــــــان
جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتـاب
من فداي تو؛ به جاي همه گلها توبخند
پـــــاســـــخ چلچلــــــه هــا را تو بگو
قصــــه ابـــــرهــــوا را تـــو بخــوان
تـــــــو بمـــــان بـــا من ؛ تنها تو بمان
من؛همين يك نفس ازجرعه جانم باقيست
آخرين جرعه اين جام تهي را تو بنوش
اثرات حیات بخش در آغوش گرفتن
Free Hugs
دنیای ما
دکتر مارک کتز (Mark Katz, M.D)، عضو L.A. Shanti's Advisory Board